بدون رنگ خنده هات ... دنیام سیاه و سفیده

 
 
سری دوم قلب یخی چی شد پس ؟؟؟؟؟
نظرات ()

یه سریال خوب و خوش ساخت مثه قلب یخی واقعا کم ساخته شده که اونم معلوم نیس چه بلایی سرش اومده..

یکی می گه چون گیر داده به وجود فراماسونرها تو ایران توقیفش کردند یکی میگه ورشکست شده اگه یکی اطلاع دقیقی داره بهم خبر بده ممنون میشم

یه دیالوگ باحال از حمید گودرزی که خیلی دوس داشتم تو این فیلم:

جونم به نگاش جون گرفته بود

 یه روز که نمی دیدمش مثل قناری توی قفس پر پر می زدم

 خودم رو می زدم به در و دیوار صدام جون گرفته بود

ترانه هام یه خونی توش دویده بود

 هر روز که پیش می رفت دلم بیشتر فرمون می داد که بایست یه کاری بکنم

رفتم که کار رو یه سره بکنم باهاش یه قرار بگذارم واسه همه عمر


دانلود تیتراژ سریال قلب یخی با صدای مازیار فلاحی ( از دست ندید اگه ندارید واقعا کار خوبیه)

همه میگن که تو رفتی(مازیار فلاحی)mp3.

پ.ن: نمی خواست بر گشتش علنی بشه ولی ازش خواهش کردم برگشتشو بذاره اعلام کنم

علی نویسنده وبلاگ یادداشتهای یه دهاتی با یک وبلاگ جدید به نام دیوار به دنیای وبلاگ نویسی برگشت

علی جان خیلی خوشحالمون کردی

 وبلاگ جدید علی (کلیک کنید)

 



کلمات کلیدی :
نویسنده : یاشار بلوری نیا
تاریخ : سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠
زمان : ٦:۱٠ ‎ب.ظ
چند طرح زیبا از میلاد تهرانی
نظرات ()

به تو پرواز را آموختم

و رهایت کردم تا

ستاره ی دنباله دار باشی !

کاش با تو  از عشق می گفتم

تا بیاموزی کمی  وفادار باشی !

کوچک من !

 

.....................................

 نگران نباش عشق من
یارانه ام را به حسابم ریخته اند
ومن دیگر آنقدر ثروتمند شده ام
که می توانم تورا تا هر کجا که بخواهی برسانم.
راستی ...

هنوز هم اهل پیاده روی هستی ؟!!

  .....................................

دهان که به سخن باز کرد

بوی رفتن را احساس کردم !

و من چه کودکانه فکر می کردم

با آدامس نعنایی...

می شود سرنوشت را تغییر داد !!!


.......................................

روی گونه هایم سد می سازم !

هر قطره از این اشک ها

شهری را شاعر خواهد کرد !!!

.....................................

چگونه می شود که از تنها مسیر قلبت

هیچ گاه به تو نمی رسم ؟

وقتی احتمال به مقصد رسیدن دو راهی ها هم،

حداقل پنجاه درصد است !!!



کلمات کلیدی :
نویسنده : یاشار بلوری نیا
تاریخ : پنجشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٠
زمان : ۸:٥۱ ‎ب.ظ
اخراجی ها 3
نظرات ()

با سلام

تو تعطیلات عید رفتم و اخراجی ها ٣ رو دیدم فیلمی که سوژه جالبی داشت ولی پرداخت خوبی نداشت.

 ولی زیباتراز فیلم تیراژ پایانی فیلم بود که هم شعر و هم موسیقی تعمل برانگیزی داشت و با صدای بهنام صفوی یه کار فوق العاده شده این موزیک خوبو واسه دانلود گذاشتم.

آهنگساز : بهنام ابطحی

شاعر: محمدحسین جعفریان

دانلود اخراجی ها ٣ با صدای بهنام صفوی

متن شعر این موزیک:

فصل‌های پیش از این هم ابر داشت
بر کویرم بارشی بی‌صبر داشت

پیش از اینها آسمان گلپوش بود
پیش از اینها یار در آغوش بود

اینک اما عده‌ای آتش شدند
بعد کوچ کوه‌ها آرش شدند

از بلند از حلق آویزها
قلب‌های مانده در دهلیزها

بذرهایی ناشناس و گول و گند
از میان خاک و خون قد می‌کشند

بعضی از آنها که خون نوشیده‌اند
ارث جنگ عشق را پوشیده‌اند

عده‌ای حسن القضاء را دیده اند
عده‌ای را بنزها بلعیده اند

بزدلانی کز هراس ابتر شدند
از بسیجی‌ها بسیجی تر شدند

ای بی جان ها! دلم را بشنوید
اندکی از حاصلم را بشنوید

توچه می‌دانی تگرگ و برگ را
غرق خون خوی
ش،‌ رقص مرگ را

تو چه می‌دانی که رمل و ماسه چیست
بین ابروها رد قناسه چیست

تو چه می‌دانی سقوط “پاوه” را
“عاصمی” را “باکری” را “کاوه” ‌را

هیچ می دانی”مریوان” چیست؟‌ هان!
هیچ می‌دانی که “چمران” ‌کیست؟ هان!

هیچ می‌دانی بسیجی سر جداست؟
هیچ می‌دانی “دو عیجی”‌ در کجاست؟

این صدای بوستانی پرپر است
این زبان سرخ نسلی بی سر است

با همان‌هایم که در دین غش زدند
ریشه اسلام را آتش زدند

پای خندق‌ها احد را ساختند
خون فروشی
کرده خود را ساختند

زنده‌های کمتر از مردارها
با شما هستم، غنیمت خوارها

بذر هفتاد و دو آفت در شما
بردگان سکه! لعنت بر شما

باز دنیا کاسه خمر شماست
باز هم شیطان اولی الامر شماست

با همانهایم که بعد از آن ولی
شوکران کردند در کام علی

باز آیا استخوانی در گلوست؟
باز آیا خار در چشمان اوست؟

ای شکوه رفته امشب بازگرد!
این سکوت مرده را درهم نورد

از نسیم شادی یاران بگو
از “شکست حصر آبادان” بگو!

از شکستن از گسستن از یقین
از شکوه فتح در “فتح المبین”

از “شلمچه”، “فاو”‌ از “بستان” بگو!
از شکوه رفته! از “مهران”‌ بگو!

از همانهایی که سر بر در زدند
روی فرش خون خود پرپر زدند

شب شکاران سحر اندوخته
از پرستوهای در خود سوخته

زان همه گلها که می بردی بگو!
از “بقایی” از “بروجردی” بگو!

پهلوانانی که سهرابی شدند
از پلنگانی که مهتابی شدند

عشق بود و داغ بود و سوز بود
آه! گویی این همه دیروز بود

اینک اما در نگاهی راز نیست
تیرد
ان پرتیر و تیرانداز نیست

نسل های جاودان فانی شدند
شعرها هم آنچه می دانی شدند

روزگاران عجیبی آمدند
نسل های نانجیبی آمدند

ابتدا احساس هامان ترد بود
ابتدا اندوهامان خرد بود

رفته رفته خنده ها زاری شدند
زخم هامان کم کمک کاری شدند

خواب دیدم دیو بی‌عار کبود
در مسیل آرزوها خفته بود

خواب دیدم برفها باقی شدند
لحظه‌های مرده ام ساقی شدند

ای شهیدان! دردها برگشته اند
روزهامان را به شب آغشته‌اند

فصل هامان گونه‌ای دیگر شدند
چشمهامان مست و جادوگر شدند

روحهامان سخت و تن آلوده‌اند
آسمانهامان لجن آلوده‌اند

هفته ها در هفته ها گم می‌شوند
وهم‌ها فردای مردم می‌شوند

فانیان وادی بی سنگری!
تیغ ها مانده در آهنگری

حاصل آغازها پایان شده است؟
میوه فرهنگ جبهه نان شده است؟

شعله ها! سردیم ما، سردیم ما
رخصتی، ‌شاید که برگردیم ما

“یسطرون” ‌هم رفت و ما نون مانده‌ایم
بعد لیلا باز مجنون مانده‌ایم

بحر مرداب است بی امواج،‌آی !
عشق یک شوخی است بی حلاج، آی!

یک نفر از خویش دلگیر است باز
یک نفر بغضش گلوگیر است باز

زخمی‌ام، اما نمک… بی فایده است
درد دارم، نی لبک… بی فایده است

عاقبت آب از سر نوحم گذشت
لشگر چنگیز از روحم گذشت



کلمات کلیدی :
نویسنده : یاشار بلوری نیا
تاریخ : سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٠
زمان : ۸:۱٥ ‎ب.ظ
اولین پست سال 90
نظرات ()

 

سلام رفقا

حالتون چطوره؟

سال خوبی داشته باشید ایشالله

من که نه جایی عید دیدنی رفتم نه ذوق و شوق عیدو داشتم ولی یه دیدار  تو عید حالمو جا آورد

کلهم عیدو یا خوابم تا ساعت 4 صبح می خوابم 1، 2 بعد از ظهر بیدار میشم فیلم دیدن و آهنگ گوش کردن و چت ( بهترین قسمتشه) تا صبح خروس خون  بقیه کارامه یه شبم با رفقا دربند رفتیم و جاتون خالی خزبازی در آوردیم برگشتیم

می خواستم برم شمال نرفتم ناراحت نیستم چون تهران یه دیدارو از دست می دادم

اینم عیدانه ی من نیشخند

مسعود امامی عزیز یه عیدی خوب واسه سال 90 داده دانلود کنید از دست ندینش

راست کلیک رو لینک save traget as بزن:

متن ترانه شم می ذارم

آهنگساز: ساناز کریمی تنظیم: پیام هوشمند

دانلود "نمی دونن" با صدای مسعود امامی

عکست منو کشته دادا مسعود

masoud emami

 

متن آهنگ مسعود امامی با نام نمیدونن

 

وای از اون شبی که صبح نمیشه, از اون غمی که می مونه همیشه

 

وای از اون که خیلی دوسش داری, اما نمیتونی به روش بیاری

 

وای از این که قدرتو ندونن, بیان بگن می مونن و نمونن

 

وای از اون که خیلی دوست داره, اما باید بره تنهات بزاره

 

حالو هواتو نه نه تنهاییاتو نه نه درد و غماتو نه نمی دونن

 

غم صداتو نه نه تنهاییاتو نه نه حال و هواتو نه نمیدونن

 

وای از اون روزی که میدونیو, میخوای بری اما نمی تونیو

 

دیر شده بسته تموم راه ها, خسته شدی از خودتو نگاه ها

 

وای از آدما و قصه هاشون, وای از عمری که سوزوندی پاشون

 

عادتشونه که تورو برونن, وقت خوشی تورو خودی ندونن



کلمات کلیدی :
نویسنده : یاشار بلوری نیا
تاریخ : پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٠
زمان : ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ